چرا داشتن هدف، از داشتن انگیزه مهم‌تر است؟

چرا برای پیشرفت در عکاسی و کسب‌وکار، داشتن هدف مشخص از انگیزه لحظه‌ای مهم‌تر است؟ چرا مشغول بودن همیشه به معنی پیشرفت نیست؟ چطور با تعیین هدف، فعالیت‌های روزانه خود را در مسیر رشد قرار دهیم؟

۲۴ شهریور ۱۴۰۵ 5 دقیقه مطالعه

ببینید؛ یه چیزی رو می‌خوام همین اول بگم که شاید یکم عجیب باشه: من اصلاً آدم باانگیزه‌ای نیستم.

شاید فکر کنین چون سال‌هاست آتلیه دارم، آموزش میدم و تولید محتوا می‌کنم، پس هر روز با کلی انرژی از خواب بیدار میشم و از همون صبح می‌دونم قراره دنیا رو فتح کنم! ولی واقعاً این‌طور نیست؛ خیلی روزها بوده که اصلاً حوصله نداشتم، روزهایی بوده که فقط دلم می‌خواسته در آتلیه رو ببندم و برم خونه، روزهایی بوده که چند تا مشتری با هم مشکل درست کردن، کارها عقب افتاده، حقوق پرسنل نزدیک بوده، اجاره سر رسیده و هزار تا دغدغه همزمان توی ذهنم بوده.

اون روزها اگر قرار بود منتظر انگیزه بمونم، احتمالاً هیچ کاری انجام نمی‌شد. برای همین هر وقت یکی بهم میگه "من انگیزه ندارم"، زیاد نگرانش نمی‌شم. چیزی که نگرانم می‌کنه، اینه که بگه: نمی‌دونم باید چیکار کنم.

این دوتا با هم فرق دارن، خیلی هم فرق دارن.

 انگیزه همیشه وجود ندارد؛ هدف باید وجود داشته باشد

فرض کن فردا صبح با کلی انگیزه از خواب بیدار شدی. انرژی داری، حالت خوبه و احساس می‌کنی امروز قراره کلی کار انجام بدی. بعدش چی؟ قراره دقیقاً چه کاری انجام بدی؟

اگر جواب این سؤال رو ندونی، اون انگیزه شاید تا ظهر هم دوام نیاره. اما اگر بدونی امروز فقط یک کار مشخص داری، حتی بدون انگیزه هم احتمال زیادی وجود داره که انجامش بدی. اینجاست که تفاوت هدف و انگیزه خودش رو نشان می‌ده.

انگیزه بیشتر شبیه یک نیروی موقتی است؛ ممکن است امروز زیاد باشد و فردا تقریباً هیچ اثری از آن نباشد. اما هدف به شما می‌گوید: حتی اگر امروز حوصله نداشتم، باید قدم بعدی من چه باشد.

برای کسی که می‌خواهد در عکاسی پیشرفت کند یا کسب‌وکار عکاسی خودش را توسعه دهد، این تفاوت بسیار مهم است.  

 مشغول بودن با پیشرفت کردن فرق دارد

من این موضوع را در آتلیه بارها دیدم. یک زمانی خودم هم مثل خیلی از عکاس‌ها فکر می‌کردم باید همه چیز را با هم درست کنم. 

  • عکاسی بهتر
  • ادیت بهتر
  • تولید محتوا
  • جذب مشتری
  • فروش
  • مدیریت
  • استخدام
  • آموزش
  • توسعه آتلیه

آخرش چی می‌شد؟ آخر شب آن‌قدر خسته بودم که احساس می‌کردم کلی کار انجام داده‌ام. ولی وقتی از خودم می‌پرسیدم:

«امروز دقیقاً چه پیشرفتی کردم؟» جواب مشخصی نداشتم، فقط مشغول بودم. پس این دوتا را هیچ‌وقت با هم اشتباه نگیرید:

مشغول بودن، به معنی جلو رفتن نیست.

خیلی وقت‌ها آدم از صبح تا شب کار می‌کند، اما اگر از او بپرسید این ماه نسبت به ماه قبل چه تغییری کرده، چیزی برای گفتن ندارد.

یک تماس جواب داده. یک ادیت انجام داده. یک مشتری آمده. یک مشتری رفته. اما هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده.

 هدف دقیقاً چیست؟  

یک روز نشستم و با خودم گفتم: واقعاً چرا بعضی عکاس‌ها بعد از پنج سال هنوز همان درآمد را دارند؟ چرا هنوز همان مشکلات را دارند؟ چرا هنوز هر ماه استرس اجاره و هزینه‌های آتلیه را دارند؟

جوابش را کم‌کم پیدا کردم: اکثرشان هدف مشخصی ندارند. اشتباه برداشت نشه، منظورم این نیست که آرزو ندارند. همه آرزو دارند؛ مثلا

  • می‌خوام آتلیه بزرگ داشته باشم.
  • می‌خوام درآمدم بیشتر بشه.
  • می‌خوام معروف بشم.

اما این‌ها هنوز هدف مشخص نیستند. این‌ها بیشتر شبیه آرزو یا مقصد کلی هستند. هدف زمانی کاربردی می‌شود که بتوانید آن را به اقدام مشخص تبدیل کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید:"می‌خواهم درآمد آتلیه‌ام بیشتر شود."، بگویید: "می‌خواهم در سه ماه آینده تعداد پروژه‌های ماهانه آتلیه را افزایش دهم و برای رسیدن به آن، هر هفته روی جذب مشتری و بازاریابی تمرکز کنم."

حالا می‌دانید قرار است چه کاری انجام دهید.

 هدف یعنی بدانید الان باید روی چه چیزی تمرکز کنید

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هدف این است که به شما تمرکز می‌دهد. وقتی ندانید قرار است به کجا بروید، هر چیزی می‌تواند حواس شما را پرت کند. امروز یک آموزش عکاسی جذاب می‌بینید، فردا یک دوره ادیت پیدا می‌کنید، پس‌فردا درباره تجهیزات استودیو تحقیق می‌کنید. یک نفر درباره تولید محتوا صحبت می‌کند، سراغ بازاریابی می‌روید.

همه این کارها ممکن است مفید باشند. اما اگر همه را همزمان دنبال کنید، ممکن است در هیچ‌کدام به نتیجه نرسید. هدف به شما کمک می‌کند تصمیم بگیرید: الان چه چیزی مهم‌تر است و چه چیزی می‌تواند صبر کند؟

به همین دلیل هدف‌گذاری برای عکاسان فقط یک موضوع انگیزشی نیست؛ یک ابزار برای مدیریت زمان، تمرکز و رشد حرفه‌ای است.  

 هدف بزرگ کافی نیست

اینکه بگویید "می‌خوام آتلیه موفقی داشته باشم." شروع خوبی است اما برای اینکه واقعا اتفاقی بیفتد، باید آن هدف را به بخش‌های کوچک‌تر تبدیل کنید. مثلا:

هدف کلیرشد کسب‌وکار آتلیه
هدف ماهافزایش تعداد مشتری
هدف هفتهاجرای یک برنامه مشخص برای جذب مشتری
هدف امروزانجام یک اقدام مشخص برای رسیدن به این هدف

اینجاست که یک آرزوی کلی تبدیل می‌شود به یک برنامه عملی برای پیشرفتو شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: لازم نیست هر روز انگیزه زیادی داشته باشید. گاهی فقط باید بدانید قدم بعدی چیست.  

 ادامه دارد…

در قسمت بعد، دقیق‌تر درباره این صحبت می‌کنیم که چطور یک هدف درست برای عکاسی و کسب‌وکار آتلیه تعیین کنیم و چطور یک هدف بزرگ را به برنامه‌ای تبدیل کنیم که واقعاً بتوانید اجراش کنید. پس مقاله ها را دنبال کنید .